میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی راه و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت
بیداد گری عشوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرسِ دادگری داشت
یک لحظه برین بام بلاخیز ، نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت
افسوس ! که دست ستم از ریشه برآورد
هر شاخ برومند ، که امید بَری داشت
بر خیرِ جماعت ، چه سخن ها که نگفتیم
این کاش ! یکی زین همه گفتن اثری داشت
ز آه دل مظلوم ، اگر رسم ستم سوخت
ز آن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت
در معرکه ی عشق که پیکار حیات است
مغلوب حریفی که به جز سر ، سپری داشت
{ سرمد } سرِ پیمانه نبود این همه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
صادق_سرمد
برچسب:
نویسنده: مهراد جعفرینژاد