خرید بک لینک

برایت ایستادم چون چناری در خیابانها

که کج شد شاخه های باورم از بادو توفانها

عزیزم ماه می میرد دل دریاچه می گیرد

اگر لطفی نباشد در دل انبوه انسانها

تو بامن آنچنان کردی که چشم غنچه ها خون شد

وبغضم هی ترک خورد وترک برداشت ایمانها

هزاران مرغ صید وگل به صحرا کشته افتاده

مگر آلوده زهرند در این دشت پیکا نها

دل سنگ تو ای ظالم به من رحمش نمیآید

اگر چه خون چکید از چشمهای تنگ شیطانها

دلم از بس شده داغ تو تا پا را بچرخانم

جهنم می شود از چرخشم اطراف میدانها

موسی عباسی مقدم

برچسب: نویسنده: مهراد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 6:47

صفحه بندی