خستگی این دنیامی شود فراموشم
آن دمی که می افتد کوله بارم از دوشم
مثل بچه آهویی توی خانه می لرزم
ترس سرد قلبم را بشنود اگر گوشم
میکشد به آسانی غصه های سردم را
دانشی که می گیرم از جهان با هوشم
بسکه در دل سردم داغ گفتن شعر است
در میان سرما هم ناشیانه می جوشم
شب که میبرم دردل داغ درد سنگین را
تکه تکه می گرددآسمان تن پوشم
من چگونه ننویسم شعرهای قلبم را
کرده گل غزل وقتی در بهار آغوشم
برچسب:
نویسنده: مهراد جعفرینژاد