من پاسدارحرمت خون خدايم
خاري به چشم دشمن انسان نمايم
ترسي ندارم از زبونان ستمگر
تا در حريم آستان کبريايم
در هررگم جاري است خون پاکبازان
تا با سپاه دين احمدآشنايم
پا وسرم قدر حرم را مي شناسند
من عاشق گلدسته و صحن وسرايم
همچون سليماني که سرداري دلير است
دشمن تنش مي لرزد از هر رد پايم
دشمن اگر زخمي زده بر قلبها من
زخم عميق درد مندان را دوايم
آزاده ام پروانه ام در آسمانها
با اينکه دلتنگ شهيدانم رهايم
موسي عباسي مقدم
برچسب:
نویسنده: مهراد جعفرینژاد