تو رفتي ويک ماه شده در هيجانم
پر گريه شد از دوريت اطراف دکانم
اصلن به اطاق غزلم شعله گل نيست
از داغ شما پير شده طبع جوانم
از بس که به هم ريخته وزار وملولم
گاهي به اروميه وگاهي همدانم
مانند چناري که به شب مانده به طوفان
برگم به زمين ريخته در دشت خزانم
مي ترسم اگر قفل دلم باز شود باز
دزديده به غارت برود عشق نهانم
بايد بروم در طلب دفتر حافظ
تا شاد شود با غزلش روح وروانم
برچسب:
نویسنده: مهراد جعفرینژاد